گاهی چه بی گناه ، دلت پیر میشوداینجا همان دمی است که زود دیر میشودگاهی به رغم تشنگی عشق ، عاقبتبا حسرتی فقط ، عطشت سیر میشودگاهی همان دو چشم که رامت نموده بودبی رحم چون کمان کمانگیر میشودگاهی همان گلی که به دل پروراندیشخارش به سینه ات چه نفس گیر میشودگاهی که آرزوست بغل سازیش به مهرتنها سراب اوست که تصویر میشودگاهی نیایشت که فقط بهر وصل بودچون نیست قسمتت ، به دلت تیر میشودگاهی صدای بارش باران که دلربا ستبا چتر تک سواره چه دلگیر میشودگاهی که ضرب و جمع به راهی نمی رسدمن کم شوم ز یار ، چه تفسیر میشودگاهی مسیر عشق ، ز پیکار عقل و دلاز تیزی و خطر ، چو شمشیر میشودگاهی که منطقت ندهد پاسخت به دلباید نشست و دید ، چه تقدیر میشود . . .
برچسب: گاهی باید رفت,گاهی خوشی گاهی غم,گاهی,گاهی وقتا پرهام,گاهی نمیشود که نمیشود,گاهی گمان نمیکنی,گاهی وقتا,گاهی باید نبخشید,گاهی فیلم,گاهی وقتا وانتونز,
نویسنده: هلیا زارعیپور
تاريخ: يکشنبه
21 شهريور
1395 ساعت: 0:23